شأن و منزلت فاطمه زهرا عليهاالسلام را همين بس كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درباره اش زيباترين سخنان را بيان فرموده كه درباره هيچ يك از زنان عالم چنين چيزى نفرموده حتى درباره همسر و ساير دختران خود.
اينك از ميان دهها روايتى كه درباره اين شخصيت بى نظير نقل گرديده به چند روايت بسنده كرده سپس به نكاتى در اين جهت اشاره اى خواهيم داشت :
1- فاطمه عليهاالسلام پاره تن پيامبر
بخارى در صحيح خود از وليد از ابن عيينه از عمر بن دينار از ابى مليكه از مسور بن مخرمه از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود: فاطمة بضعة منى فمن اءغضبها اءغضبنى ؛ فاطمه عليهاالسلام پاره تن من است هر كه او را به خشم آورد مرا به خشم آورده است .
2- فاطمه عليهاالسلام قلب پيامبر
حسن بن سليمان در كتاب محتضر از تفسير ثعلبى از مجاهد از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده كه روزى آن حضرت از خانه بيرون آمد و در حالى كه دست فاطمه عليهاالسلام .....
برچسب: حضرت زهرا در کلام پیامبر
در روايات مى خوانيم: حضرت مهدى(عج) در مكه كنار كعبه ظهور و خروج مى كند.
هنگام ظهور به كعبه تكيه مى كند به صدايش را بلند مى نمايد كه: ((هان اى مردم جهان، كسى كه مى خواهد به آدم عليه السلام و شيث عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به ابراهيم عليه السلام و اسماعيل عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به موسى عليه السلام و يوشع عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به عيسى عليه السلام و شمعون عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم و اميرمؤمنان على عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به حسن عليه السلام و حسين عليه السلام بنگرد به من بنگرد، كسى كه مى خواهد به امامان عليه السلام از فرزندان حسين عليه السلام بنگرد به من بنگرد و به نداى من پاسخ مثبت دهيد، من از آنچه كه آنها خبر داده اند و آنچه كه خبر نداده اند به شما خبر مى دهم.
خلاصه ی اين روايت اين است كه تمام صفات پيامبران بزرگ و رسولان و اوصياء آنها در وجود من جمع است، من غير از آنچه آنها آورده اند، شما را به زيادتر از آن آشنا مى كنم، و اهداف آنها را تكميل مى نمايم.
شما پيرو هر دينى هستيد، گمشده شما در وجود من است به گرد من جمع شويد كه به هدف كامل زندگى خود خواهيد رسيد.
امام باقر عليه السلام در تفسير اين آيه: ((و اءذان من اللّه و رسوله الى الناس يوم الحج الاءكبر اءن اللّه برى ء من المشركين))؛ ((و اين اعلامى است از ناحيه خدا و پيامبرش به (عموم) مردم در روز حج اكبر (روز عيد قربان) كه خداوند و پيامبر او از مشركان بيزارند.
فرمود: ((منظور خروج قائم(عج) و دعوت او از مردم به سوى رهبرى خود است.
ناگفته نماند امام باقر عليه السلام در اين حديث يكى از مصاديق روشن اين دعوت عمومى را بيان مى فرمايد، ......
برچسب: مکه مرکز مهدویت
* دلیل و آیه ای بر وجود امام زمان علیه السلام
در سوره قدر خداوند می فرماید: «تنزل الملائکه والروح فیها بإذن ربهم من کل أمر.» تنزل فعل مضارع است و دلالت بر استمرار مینماید. یعنی در هر سال، شب قدر ملائک و روح به زمین نزول میفرمایند. در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل میشدند. و در هر عصری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان (علیهالسلام) است.
خداوند در قرآن درباره مزد و اجر رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی». به دلیل عقلی، دادن اجر رسالت پیامبر در همه زمانها بر همه واجب است. پس چون مزد رسالت پیامبر «موده فی القربی» است پس باید «فی القربی»رسول الله صلی الله علیه وآله در هر عصری باشند تا مردم با مودت به ایشان اجر رسالت را بدهند. و «فی القربی» الان امام زمان علیه السلام می باشند.
* زنده ماندن امام زمان علیه السلام تاکنون امکان دارد؟
خداوند در مورد حضرت یونس علیه السلام می فرماید: «فلولا أنه کان من المسبحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون.» اگر یونس از تسبیح کنندگان نبود در شکم ماهی تا قیامت می ماند. وقتی خداوند می تواند یونس را تا قیامت در شکم ماهی زنده نگه دارد، زنده نگهداشتن امام زمان(علیهالسلام) نیز برای او امری ممکن است.
اصحاب کهف سیصد و نه سال در غار زنده ماندند «و لبثوا فی کهفهم ثلاث مأته سنین و أزدادوا تسعا.»
* وظیفه ما در قبال امام زمان علیه السلام چیست؟
خداوند می فرماید: «قل لا أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی.» برای مزد رسالت به «فی القربی» (که امام زمان علیه السلام است) مودت کنید. مودت نیاز به معرفت دارد و مودت یعنی محبت همراه با اطاعت. پس الان در قبال امام زمان علیه السلام باید هم معرفت کسب کرده و آن حضرت را بشناسیم و هم از آن حضرت اطاعت کنیم.
در دوران رسول الله صلی الله علیه وآله به شخص پیامبر نازل میشدند. و در هر عصـری باید کسی هم شأن پیامبر باشد تا بر او نازل شوند. و الان تنها شخصی که هم شأن پیامبر صلی الله علیه وآله است امام زمان (علیهالسلام) است
*آیا امام زمان علیه السلام از ما خبر دارد؟
بله، به تمام اعمال شما نظارت داشته و اعمال شما را می بیند. خداوند می فرماید: «و قل إعملوا فسیری الله أعمالکم و رسوله و المؤمنون و ستردون إلی عالم الغیب و الشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون.»
*چگونه می توان یار امام زمان شد؟
با تقوا، چون بهترین و بالاترین معیار که به انسان ارزش می دهد و انسان لیاقت یاوری امام زمان علیهالسلام را پیدا می کند تقواست: «إن أکرمکم عندالله أتقیکم.» تقوا سبب بزرگی انسان شده و امکان میدهد که انسان تکیه بر جای بزرگان زند.
سؤال ششم: چند نمونه از نیازهای یاران امام زمان علیه السلام را بیان کرده و چگونه باید کسب کرد؟
الف- دانش و بینش: یار امام زمان علیه السلام باید دانش و بینش الهی داشته باشد تا در تصمیم گیریها و عمل دچار خطا نشود. حق را از باطل تشخیص دهد. و این را با تقوا بدست خواهد آورد، زیرا با تقوا موانع فهم و درک و علم و دانش را کنار زده و با دانش درونی و باطنی نگاه می کند. خداوند می فرماید: «إتقوا الله و یعلمکم الله.»
ب) بصیرت و بینش: بصیرتی که با چشم باطن ببیند و با گوش باطن بشنود. با ملائک الهی در ارتباط باشد. اهل حق و باطل را بشناسد تا دچار انحطاط فکری و اخلاقی و روحی نشود. و این بصیرت نیز با تقوا بدست می آید. خداوند می فرماید:«إن تتقوا الله یجعل لکم فرقانا ». فرقان یعنی نیرو و توانی که با آن حق را از باطل جدا کنید. به برکت این تقوا انسان، شیطان شناس نیز می شود. دشمن را هم می شناسد.
ج) بیداری: هوشیاری و بیداری؛ تا هروقت شیاطین برای گول زدن آمدند، بیدار شود، دام ابلیس را بشناسد و از شیطان فرار کند. چون انسان خواب و چشم بسته سریع در چاه می افتد. و این هم با تقوا ممکن است. «إن الذین التقوا إذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فإذاهم مبصرون.»
چگونه بعد از ظهور و در حکومت مهدوی برکات زیاد می شود، محصولات رونق می یابد، مشکلات مردم حل می شود و...؟
چون حکومت امام زمان علیه السلام حکومت تقوا است، آثار تقوی هم ظاهر می شود. و من جمله آثار تقوا نزول برکات از آسمان و باز شدن درهای برکت از زمین و آسمان است که حل مشکلات مردم و روزی فراوان نیز بدنبال آن است «ولو أن أهل القری آمنوا و التقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض » «و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب » «و من یتق الله یجعل له من أمره یسرا.»
ویژگیهای یاران امام زمان علیه السلام چیست؟
خداوند می فرماید: «إن الأرض یرثها عبادی الصالحون.» یعنی زمین را بندگان صالح من به ارث می برند. پس وارثان زمین که امام زمان علیه السلام و یاران ایشان هستند دو ویژگی دارند: 1- عبادالله اند 2- صالحین اند. حال به ویژگیهای بندگان صالح خدا اشاره می کنیم:
متواضع اند: «عباد الرحمن الذین یمشون علی الأرض هونا »
دارای بینش صحیح هستند، زیرا غرور در قلب و عقل آنان نفوذ نکرده است
اهل پرورش جاهلان جامعه اند، «وإذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما »
اهل طاعت و سجده و قیامند، «و الذین یبیتون ربهم سجدا و قیاما »
خود را آلوده به گناه که منجر به ورود به جهنم می شود نمی کنند، «والذین یقولون ربنا أصرف عنا عذاب جهنم »
اهل اعتدالند، «إذا أنفقوا لم تسرفوا و لم یقتروا »
موحدند و غیر خدا را نمی خوانند، «لا یدعون مع الله الها آخر »
به جان انسانها احترام می گذارند، «ولایقتلون النفس التی حرم الله إلا بالحق »پاکدامنند، «ولایزنون »
دنبال پاکسازی روان خویش اند، «و من تاب و عمل صالحا »
جبران کننده عقب ماندگیها و پرکننده خلأ ها هستند، «إلا من تاب و آمن و عمل صالحا »
حتی مرتکب مقدمات گناه هم نمی شوند و در مجالس گناه هم شرکت نمی کنند، «و إذا مروا باللغو مروا کراما »
کلامشان صحیح است، «و الذین لا یشهدون الزو »
اهل لغو نیستند، « و إذا مروا باللغو مروا کراما »
پرورش دهنده نسل سالم و مفیدند، «هب لنا من أزواجنا و ذریاتنا قره أعین»
امام دیگرانند، «و جعلنا للمتقین إماما »
به گزین اند. کلام را گوش می دهند و از بهترین آن پیروی می نمایند، «فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه »
ایمان دارند، «قل یا عباد الذین آمنوا إتقوا ربکم »
بنده خدای متعال هستند و امور خود را واگذار به خدای متعال می نمایند، بنده شهرت و پول و زر و زور و دنیا نیستند، «ثم یقول للناس کونوا عبادا لی من دون الله»
شیطان را به زانو در آورده اند، «ولأغوینهم أجمعین إلا عبادک منهم المخلصین»
ویژگیهای صالحین را دارند یعنی صددرصد اعمالشان صالح است، «والذین آمنوا و عملوا الصالحات لندخلنهم فی الصالحین »
امر ازدواج برای جوانان را تسهیل می کنند، «و أنکحوا الأیامی منکم و الصالحین من عبادکم و إمائکم »
در کار خیر از همدیگر سبقت می گیرند، «و یسارعون فی الخیرات و أولئک من الصالحین »
*ویژگیهای امام زمان علیه السلام در قرآن چیست؟
معصوم است، «إنما یریدالله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت و یطهرکم تطهیرا»
اولی الامر است، «أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم»
اطاعت از او، راه خداست، «قل ما أسئلکم علیه من أجر إلا من شاء أن یتخذ الی ربه سبیلا» «قل ما أسئلکم أجرا إلا الموده فی القربی.» از جمع دو آیه معلوم می شود «سبیل رب» همان «موده فی القربی» است.
برچسب: نشانه های مهدوی در قرآن
آن چه از آيات سوره مبارکه قدر و روايات معتبري که در تفسير آن وارد شده، استفاده مي شود اين است که فرشتگان در شب قدر مقدّرات يک سال را نزد «ولي مطلق زمان» مي آورند و بر او عرضه مي کنند. اين واقعيت از نخستين روز خلقت بوده و بر نخستين پيامبر و وصي او نازل مي شده و تا قيام قيامت ادامه دارد.1 زيرا زمين از نخستين روز آفرينش تا بر پائي قيامت بي حجت نخواهد بود و خداوند در شب قدر، مقدّرات امور عالم را به وسيله ملائکه و روح که اعظم ملائکه است نزد آن حجت بر زمين (خواه پيامبر باشد و خواه وصي او) مي فرستد.
در صدراسلام، درزمان حيات رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ، محل نزول فرشتگان آستان آن حضرت بوده است و اين امر مورد قبول همگان است و پس از آن حضرت به محضر امير المومنين ـ عليه السلام ـ و ....
برچسب: شب قدر و امام زمان
یا فاطمة الزهرا یا بنت محمد یا قرة عین الرسول یا سیدتنا و مولاتنا انا توجهنا و استشفعنا بک الى الله و قدمناک بین یدى حاجاتنا یا وجیهة عندالله اشفعى لنا عندالله .
ساعتی چند از شب گذشته است. شبی به غایت تاریک از نخستین شبهای جمادی الثانی، که ماه هنوز فرصت نورافشانی و جلوهگری نیافته است. مدینه را سکوتی غریب فراگرفته و چشمان بیفروغ منافقان، علیرغم همدردی کاذبانه با علی(ع) و خانوادهاش در شهادت زهرا(س)، در خوابی آرام فرو رفته است. و در این میان تنها، عدهای معدود از ساکنان شهر رسول الله(ص)، در اندوه این مصیبت .........
برچسب: فاطمیه, احادیثی از حضرت زهرا, حضرت فاطمه
علم بهتر است یا ثروت از زبان مولا علی
جمعيت زيادى دور حضرت على(عليه السلام) حلقه زده بودند.
مردى وارد مسجد شد و در فرصتى مناسب پرسيد: يا على! سؤالى دارم. علم بهتر است يا ثروت ؟
على(عليه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زيرا علم ميراث انبياست و مال و ثروت ميراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد كه پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سكوت كرد.
در همين هنگام مرد ديگرى وارد مسجد شد و همانطور كه ايستاده بود بلافاصله پرسيد:
اباالحسن! سؤالى دارم، ميتوانم بپرسم؟
امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس!
مرد كه آخر جمعيت ايستاده بود پرسيد: علم بهتر است يا ثروت؟
على(عليه السلام) فرمود: علم بهتر است ؛ زيرا علم تو را حفظ ميكند، ولى مال و ثروت را تو مجبورى حفظ كنى.
نفر دوم كه از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا كه ايستاده بود نشست.
در همين حال سومين نفر وارد شد، او نيز همان سؤال را تكرار كرد،
و امام (عليه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ زيرا براي شخص عالم دوستان بسيارى است، ولى براى ثروتمند دشمنان بسيار!
هنوز سخن امام(عليه السلام) به پايان نرسيده بود كه چهارمين نفر وارد مسجد شد.
او در حالى كه كنار دوستانش مى نشست، عصاى خود را جلو گذاشت و پرسيد:
يا على! علم بهتر است يا ثروت؟
حضرت على(عليه السلام) در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛
زيرا اگر از مال انفاق كنى كم مى شود؛ ولى اگر از علم انفاق كنى و آن را به ديگران بياموزى بر آن افزوده مى شود.
نوبت پنجمين نفر بود.
او كه مدتى قبل وارد مسجد شده بود و كنار ستون مسجد منتظر ايستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تكرار كرد.
حضرت على(عليه السلام) در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است ؛
زيرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخيل مى دانند، ولى از عالم و دانشمند به بزرگى و عظمت ياد ميكنند.
با ورود ششمين نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه كردند.
يكى از ميان جمعيت گفت: حتماً اين هم ميخواهد بداند كه علم بهتر است يا ثروت!
كسانى كه صدايش را شنيده بودند، پوزخندى زدند.
مرد، آخر جمعيت كنار دوستانش نشست و با صداى بلندى شروع به سخن كرد:
يا على! علم بهتر است يا ثروت؟
امام(عليه السلام) نگاهى به جمعيت كرد و گفت: علم بهتر است ؛
زيرا ممكن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتى از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساكت شد.
همهمه اى در ميان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه يك سؤال را مى پرسند؟
نگاه متعجب مردم گاهى به حضرت على(عليه السلام) و گاهى به تازه واردها دوخته مى شد.
در همين هنگام هفتمين نفر كه كمى پيش از تمام شدن سخنان حضرت على(عليه السلام) وارد مسجد شده بود و در ميان جمعيت نشسته بود، پرسيد:
يا اباالحسن! علم بهتر است يا ثروت؟
امام(عليه السلام) فرمودند: علم بهتر است ؛ زيرا مال به مرور زمان كهنه مى شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسيده نخواهد شد.
در همين هنگام هشتمين نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسيد كه امام(عليه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛
براي اينكه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش مى ماند، ولى علم، هم در اين دنيا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سكوت، مجلس را فراگرفته بود، كسى چيزى نمى گفت.
همه از پاسخهاى امام(عليه السلام) شگفت زده شده بودند كه…
نهمين نفر هم وارد مسجد شد و در ميان بهت و حيرت مردم پرسيد:
يا على! علم بهتر است يا ثروت؟
امام(عليه السلام) در حالى كه تبسمى بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است ؛
زيرا مال و ثروت انسان را سنگدل ميكند، اما علم موجب نورانى شدن قلب انسان ميشود.
نگاههاى متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار كه انتظار دهمين نفر را مى كشيدند.
در همين حال مردى كه دست كودكى در دستش بود، وارد مسجد شد.
او در آخر مجلس نشست و مشتى خرما در دامن كودك ريخت و به روبرو چشم دوخت.
مردم كه فكر نميكردند ديگر كسى چيزى بپرسد، سرهايشان را برگرداندند، كه در اين هنگام مرد پرسيد:
يا اباالحسن! علم بهتر است يا ثروت؟
نگاههاى متعجب مردم به عقب برگشت. با شنيدن صداى على(عليه السلام) مردم به خود آمدند:
علم بهتر است ؛
زيرا ثروتمندان تكبر دارند، تا آنجا كه گاه ادعاى خدايى مى كنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع اند.
فرياد هياهو و شادى و تحسين مردم مجلس را پر كرده بود.
سؤال كنندگان، آرام و سرافكنده از ميان جمعيت برخاستند.
هنگاميكه آنان مسجد را ترك ميكردند، صداى امام(عليه السلام) را شنيدند كه مى گفت:
اگر تمام مردم دنيا همين يك سؤال را از من مى پرسيدند، به هر كدام پاسخ متفاوتى ميدادم !
* البته نقل است كه گروهى با قصد و نيت ، اين افراد را اجير كرده بودند و به نزد حضرت مولا(عليه السلام) مى فرستادند
تا او را به زعم خود در نزد مردم خوار كنند.
برچسب: علم بهتر است یا ثروت از نگاه مولا علی
از آنچه مرقوم شد اين نتايج به دست مىآيد:
1 - نام مسجد جمكران در زمان سابق مسجد قدمگاه صاحب الزمان عليه السلام بوده، چنان كه مرحوم ارباب به آن تصريح نموده است.
2 - اين مسجد علاوه بر قداست ذاتى (مسجد بودن) داراى معنويت فوق العاده، و محل استجابت دعا و بروز كرامات، و تشرّف بعضى از اولياء اللَّه به محضر مقدّس مولاى عالم حضرت مهدى - ارواحنا فداه - و رفع اضطرار و پريشانى بعضى از مضطرين است، ولى هيچ تضمينى بر اين امور در روايات و دستورات دينى وجود ندارد. بنابراين نبايد مردم را به طور جزم به اين امور اميدوار كرد.
3 - حديث تأسيس مسجد جمكران به شرحى كه مرحوم حاجى نورى و ديگران مرقوم داشتهاند، منقول از ......
برچسب: تاریخچه جمکران, مسجد جمکران در تاریخ
السـلام عليکــ يـا ربيـع الأنـام و نضـره الأيـام
سـلام بـر تـو اي بهـار خلايـق و خرمـي روزگار!
مولایم ما را ببخش که یک عمر چه کودکانه نشستیم و انتظار کشیدیم تا صدای شلیک یک توپ ، نوید آمدن بهار را سردهد. ای صد افسوس که تو بهار بودی ومن بی تو هر فروردینم دی بود و نمی دانستم. صادق (ع) آل محمد(ص) فرموند: که نوروز و اول بهار روزی است که ما توقع فرج حضرت مهدی (عج) را داریم. کودک که بودم پدرم جمعه ها صبح درب خانه را آب و جارو می کرد تا اگر مولا از آن حوالی عبور کند ... و نو روز هر باره این حس را در من زنده می کند. مردمی را می بینم که سراسر شوق و شورند ، خانه تکانی می کنند و لباس های نو برتن...
اما برای چه ؟ برای که ؟
اینان منتظرند تا بهار شود ؟
سالهاست می اندیشم که هنگام بهار مگر چه می شود که اینگونه به هم می ریزیم ، مهربان می شویم، به سراغ هم می رویم و از همه مهمتر منتظر می شویم... انتظار ... سالهاست به لحظات سال تحویل و یک دقیقه ای که قبل از حلول سال نو همه ساکتند و نفس ها را در سینه حبس می کنند می اندیشم! و هر ساله هیچ اتفاقی نمی افتند!!! کجایی ای ربيع الأنام و نضره الأيام؟ نمی دانم ، شاید از گذشته به ایرانیان اینگونه آموختند تا رزمایش ظهور برگزار کنند ... وصد افسوس که ره گم کردیم و انتظار خورشید را کشیدیم و حال آنکه تو خود خورشید بودی و ما ندانستیم. ای کاش دقایقی تمام نفس ها برای تو حبس می شد و همه با هم زمزمه می کردند دعای عهد و ندبه و فرج را ... و ای کاش هفت سین مان را در جمکران می گستردیم... و در آن به جای سفره ، "سجاده ای" می انداختیم به گستردگی زمین... و "ستاره ای" از آسمان به زیر می کشیدیم به یاد تو... و " ساعتی" برای شمار ثانیه هایی که بی تو گذشت و "سدر" را به یاد سدره المنتهی مصطفی (ص) بر سجاده می ریختیم! و "سیصد و سیزده سرباز" و "سلاحی" به نشان پایدبندی بر سوگندی که با تو بسته ایم تا خونی که در رگهایمان است نذر تو باشد که چه نیکو در عهد آموختیم بسراییم " شاهِراً سَيْفي ، مُجَرِّداً قَناتي، مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدّاعي فِي الْحاضِرِ وَ الْبادي " و با شميشر آخته ، و نيزه برهنه ، پاسخ گويان به نداى آن خواننده بزرگ در شهر و باديه ایم. و سین ششم سجاده مان را از خدا می خواهیم تا "سرمه" کشد چشمانمان را به وصال دیدارش... و شنوا سازد شنوایی مان را به نوای انا المهدی...
اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ
و سین هفتم را نیز من بر این سجاده می نشانم " سلام علی آل یاسین".
برچسب: این عیدها برای ما آقا نمی شود, عید مهدوی
یا مقلب القلوب والابصار ، یا مدبر اللیل والنهار
یا محول الحول والاحوال، حول حالنا الی احسن الحال
نوروز فرارسید و منتظران همچنان برای سلامتی مولایشان دعا می کنند، به امید آنکه عیدی امسال منتظران، ظهور مهدی موعود باشد.

علامه مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز واین که نوروز روز موافق با روز مبعث و۲۷ ماه رجب بود ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید، چنین آورده است ؛ پس حضرت صادق به معلی فرمود: (( چون نوروز شود غسل بکن وپاکیزه ترین لباسهایت را بپوش و به بهترین بویها خود را خوشبو کن ودر آن روز، روزه بدار، پس چون از نماز پیشین وپسین ونافله های آن فارغ شوی چهار رکعت نماز بگزار، هر دو رکعت یک سلام، در رکعت اول بعد از حمد ده مرتبه سوره مبارکه قدر ودر رکعت دوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه کافرون ودر رکعت سوم بعد از حمد ده بار سوره مبارکه توحید ودر رکعت چهارم بعد از نماز، سجده شکر بجای آور وبگو … ( دعایی حدود ۸ سطر که در مفاتیح آمده است) چون چنین کنی،گناهان پنجاه ساله تو آمرزیده شود.
.: معلی بن خنیس روایت می کند که روز نوروزی به محضر امام صادق «ع» رسیدم، امام از من پرسید: آیا می دانی امروز چه روزی است؟ گفتم: فدایتان شوم، روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند. امام صادق «ع» فرمود: سوگند به خدا این بزرگداشت، علتی در زمانهای دور دارد که برای تو شرح می دهم تا بدانی.
ای معلی! روز نوروز، روزی است که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پیامبران و امامان و حجت هایشان ایمان بیاورند. این روز، اولین روزی است که در آن خورشید دمید و بادهای بارورکننده بر درختان وزید و گلها و شکوفه های زمین آفریده شد. این روز، روزی است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد. نوروز، روزی است که پیامبر اکرم «ص» علی «ع» را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهیم «ع» بتهای عرب را درهم بکوبد و به زیر افکند. این روز، روزی است که برای بار دوم برای علی «ع» بیعت گرفته شد و در این روز، علی «ع» بر اهل نهروان پیروز شد. نوروز، روزی است که قائم ما و صاحب امر ظهور می کند و در این روز، بر دجال چیره می شود و او را در کنار کوفه به دار می زند. هیچ نوروزی نمی رسد، مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم.
.: در یک روز نوروزی، هدیه ای برای حضرت امیرالمؤمنین علی «ع» آوردند. حضرت فرمود: این چیست؟ گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمود: « پس در این صورت، هر روز ما را نوروز سازید. »
برچسب: ظهور و نوروز
از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه تحویل ، بی شک
اول فرج تو را از خدا خواسته اند
-=-=-=-=-=-=-
صدمبارک به تو آن عیدکه فردا باشد
نـوروز نـوید وصـل دلـها بـاشـد
امـیـد که با فضل خداوند جـلـیّ
سـال فـرج مـهـدی زهـرا باشـد
-=-=-=-=-=-=-
سرخوش آن ..........
برچسب: پیامک مهدوی نوروز, ارادت به ساحت مولا به صورت پیامک
امام عليبنابيطالب(ع) در چند مرحله مسألهي غيبت حضرت مهدي را با زمينهسازي حساب شده و منسجمي مطرح ميكند. اين كار به صورت تصادفي انجام نگرفته است بلكه آن امام با توجه به ظرفيت و كشش فكري افراد و شيوههاي صحيح آموزشي و با در نظر گرفتن سير طبيعي و خارجي وقايعي كه در آينده پيش خواهد آمد صورت ميگيرد. موليالمتقين (ع) اينچنين به تبيين و تشريح مراحل ميپردازند:
مرحله اول:
آن حضرت با صراحت به ضرورت وجود حجت الهي در روي زمين و بلكه كل نظام عالم هستي اشاره ميكند، ميفرمايد:
« ... لا تخلو الارض من للقائم لله بحجه إمّا ظاهراً مشهوراً و اما خائفاً مغموراً؛ هرگز زمين از حجت الهي كه با دليل و برهان براي حاكميت بخشيدن به احكام و ارزشهاي ديني قيام نمايد، خالي نخواهد بود. حجت خدا عالم يا به صورت شناخته شده آشكار ـ مثل يازده امام(ع) ـ در ميان مردم زندگي ميكند و يا در اثر فراهم نبودن شرايط مناسب ......................
برچسب: تحلیل علوی غیبت, امام علی و غیبت
با دگرگون شدن بینش انسان از خود و ارتباطش با جهان و جامعه به آنچه دارد، دلخوش نخواهد بود و در انتظار چیز دیگری است.
انسانی که شرایط خود را دانست و ارتباط گسترده و پیچیدة خود را با هستی نظاممند و جامعة مرتبط فهمید به آگاهی نیاز دارد. از طرفی، این نوع آگاهی از عهدة دانش، عقل، غریزه و وجدانش خارج است از اینرو به آفریدگار هستی رو میآورد و از او میخواهد که نیازهای نخستین انسان را برآورده کند و از نیازهای بزرگتر او فروگذاری نمیکند.
بدینسان، ضرورت «وحی» مطرح میشود و اینگونه «توحید» و «رسالت» به هم میپیوندند. باید خداوند را شناخت و از او اطاعت کرد از اینرو، وحی راهگشا است و پیامبران الهی نقش میآفرینند؛ پیامبران، بر دو ...................
برچسب: تربیت جامعه منتطر
در آموزههای دینی ما مسلمانان، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان پدر امت معرفی شده است. پدری که پس از 23 سال تلاش، مانند چنین روزهایی در بستر بیماری افتاده است...
در یکی از این روزها، صدای گریهای به گوش آن حضرت رسید. علت آن را پرسید؛ گفتند: "مردم، مردان و زنان از مهاجرین و انصار در مسجد جمع شدهاند و به خاطر نگرانی از حال شما میگریند."
اگر چه رمقی در اندامش نمانده؛ اگر چه ساعاتی بعد روح بلند او در جوار رحمت پروردگار آرام می گیرد؛ اما وقتی قرار است او پدر باشد و مسلمانان فرزندان او و هنگامی که قرار است اندکی بعد، آنها طعم تلخ یتیمی را بچشند، پدر بیش از پیش غصه فردا را می خورد. لذا فرمود: "مرا بلند کنید و به مسجد ببرید تا من آنها را ببینم و آنها نیز مرا ببینند."
امیرالمؤمنین (علیه السلام) از یک طرف و فضل بن عباس از طرف دیگر، آن حضرت را بلند کردند. مهربان پدر امت که دیگر توانایی ایستادن روی پا را نداشت، تکیه به امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فضل بن عباس داد و در حالتی که پاهایش بر زمین کشیده می شد و شمدی بر خود پیچیده و دستمالی به سر بسته بود، وارد مسجد شد. مردم هنگامی که آن حضرت را به این حال دیدند، شروع به ضجّه و ناله کردند.
پس از آن که روی پله منبر نشست، شروع به حمد و ثنای خدا کرد و پس از آن فرمود: "میبینم برای من نگرانید. در دنیا چه کسی مانده است که من بمانم؟... ای مردم! من پیشروی کاروان شما هستم (و از بین شما می روم). شما بعد از من میآیید و کنار حوض کوثر بر من وارد میشوید.
توجه کنید! من درباره ثقلین (دو یادگاری که از خود باقی گذاشتهام) شما را مورد پرسش قرار میدهم؛ که حق مرا درباره آن دو چگونه رعایت کردهاید. آگاه باشید! من این دو را در میان شما باقی گذاشتم؛ کتاب خدا و عترت و اهل بیت خودم را. از آنها جلو نیفتید که بیرهبر میمانید و پراکنده میشوید. از آنها عقب هم نمانید که راه را گم میکنید و هلاک میگردید. به آنها چیزی یاد ندهید که آنها از شما داناتر هستند..."
اما رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن حال و آن لحظات، چشمان بسته امت خود را نسبت به حقیقت دیگری نیز گشود و اضافه کرد:
"ای گروه های مردم! بدانید تنها چیزی که بین خدا و انسان وسیله جلب خیر و دفع شر میشود، عمل به دین خداست... قسم به کسی که مرا به حق به نبوت مبعوث کرده است، چیزی جز عمل، نجات بخش انسان نخواهد بود؛ آن هم عملی که به رحمت پروردگار ضمیمه گردد."
سپس برای آن که جدی بودن این موضوع را نشان دهد، سخن قابل تأملی را فرمود: "من هم اگر نافرمانی کنم، سقوط میکنم!"
در آخر هم برای تثبیت سخن، خدا را شاهد گرفت و فرمود: "خدایا شاهد باش که من (پیام تو را) رساندم."
بدین سان مجلس وداع با امت به پایان رسید و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به منزل آمد و بستری شد و دیگر از بستر برنخاست.
ساعات آخر عمر آن حضرت بود که فرمود همه از اتاق بیرون بروند. اصحاب و همسرانش همه از اتاق خارج شدند. فرمود تنها فاطمه و علی و فرزندانشان بیایند. آنها آمدند و کنار بسترش نشستند.
در آن حال، دست فاطمه (علیها السلام) را گرفت و روی سینهاش گذاشت. خواست حرف بزند، گریه مجالش نداد. لحظاتی سکوت کرد. عزیزانش سخت گریستند. پس از آن که اندکی آرام شد، دست فاطمه (علیها السلام) را گرفت و در دست علی (علیه السلام) گذاشت و فرمود: "علی! این امانت خدا و رسول خدا است که به دستت میسپارم..."
پدر امت مدتی بعد در حالی که دلواپس فرزندان خود بود، از میان آنها رحلت کرد. او در آن ساعات آخر، همان طور که دیدیم، امت خویش را مخاطب دو وصیت مهم قرار داد: از طرفی مسیر صحیح حرکت آنها را برای همیشه با معرفی میراث خود مشخص نمود و از سوی دیگر هم سعادتمند واقعی را تنها کسی معرفی کرد که نه با ادعا و آرزو، بلکه با عمل، در این مسیر گام نهد.
برچسب: نگران پدر امت, وداع پیامبر
مروری بر صفحات تاریخ نشان میدهد جنایت و كشتارهای فجیع انسانی در طول تاریخ كم نبودهاند. جنایاتی كه بیان آنها مو را بر تن انسان سیخ میكند. از جنایت مغول ها در نقاط مختلف خصوصاً خراسان گرفته تا كشتار سرخپوستان آمریكا توسط مهاجران اروپایی و از تلفات جنگهای جهانی و حمله اتمی به هیروشیما گرفته تا كشتار در عراق و افغانستان توسط مهاجمانی که حقوق انسانها را نقص کردند. اما بسیاری از آنها در لابهلای تاریخ دفن شدهاند و آنهایی هم كه گاه بیان میشوند یا برای زنده نگهداشتنشان یادبودی ساخته شده، هیچكدام جریانساز و تحولآفرین نیستند. حتی .........

با عرض تسلیت ایام سوگواری سالار شهیدان این گزیده را تقدیم می کنم به همه منتظران منتقم اربابمان امام حسین علیه السلام
روایتهایی که درباره کربلا، بویژه زیارت آستان قدس حسینی علیه السلام، در منابع روایی آمده است. بیشتر از اینها است که در یک مجموعه چهل حدیثی بگنجد، ما از صدها حدیث، این چهل نمونه را، از سخنان برگزیدگان خدا برگزیدهایم.احادیث از کتابهای معتبر نقل شده و بیشتر آنها را در کتاب وزین کامل الزیارات میتوان دید، کتابی که در نظر دانشوران شیعی معتبر است و محکم.در انتخاب حدیثها، علاوه بر نکات چندی که در نظر بوده این نکته نیز در نظر گرفته شده است که تا حد امکان حدیثی نقل شود که کم لفظ و معتبر، اما پر معنی باشد تا حفظ آن برای همه سهل و ممکن باشد.
ادامه را از دست ندهید.......
بيست و پنجم شب دَحْوُالاْرْض است (يعنى پهن شدن زمين از زير خانه كعبه بر روى آب ) و از ليالى وروزهای شريفه است كه رحمت خدا در آن نازل مى شود و قيام به عبادت در آن اجر بسيار دارد و از حَسَن بن على وَشّا روايت است كه گفت من كودك بودم كه با پدرم در خدمت امام رضا عليه السلام شام خورديم در شب بيست و پنجم ماه ذى القعده پس فرمود كه امشب حضرت ابراهيم عليه السلام و حضرت عيسى عليه السلام متولّد شده اند و زمين از زير كعبه پهن شده است پس هر كه روزش را روزه بدارد چنان است كه شصت ماه را روزه داشته باشد و به روايت ديگر است كه فرمود در اين روز حضرت قائم عليه السلام قيام خواهد نمود روز بيست و پنجم روز دحوالارض است و يكى از آن چهار روز است كه در تمام سال به فضيلت روزه ممتاز است و در روايتى روزه اش مثل روزه هفتاد سال است و در روايت ديگر كفّاره هفتاد سالست و هر كه اين روز را روزه بدارد و شبش را به عبات بسر آورد از براى او عبادت صد سال نوشته شود و از براى روزه دار اين روز هر چه در ميان آسمان و زمين است استغفار كند و اين روزى است كه رحمت خدا در آن منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز اجر بسياريست و از براى اين روز به غير از روزه و عبادت و ذكر خدا و غسل دُو عمل وارد است اوّل نمازى كه در كتب شيعه قُميّين روايت شده و آن دو ركعت است در وقت چاشت در هر ركعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره وَالشَّمْسِ بخواند و بعد از سلام نماز بخواند:
لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلىِّ الْعَظيمِ
جنبش و نيروئى نيست جز به خداى والاى بزرگ
ميرداماد (ره) در رساله اربعة ايّام خود در بيان اعمال روز دَحْوالارض فرموده كه زيارت حضرت امام رضاعليه السلام در اين روز افضل اعمال مستحبّه وآكَدِ آداب مَسْنُونه است و همچنين زيارت آن حضرت در روز اوّل ماه رجب الفرد نيز به غايت مؤ كّد و مَحْثُوثٌ عَلَيْهِ است روز آخر ماه سنه دويست و بيست بنابر مشهور حضرت امام محمد تقى عليه السلام به زهر معتصم در بغداد شهيد شد و اين بعد از دو سال و نيم تقريباً از فوت ماءمون گذشته بود چنانكه خود آن جناب ميفرمود اَلْفَرَجُ بَعْدَ الْمَاءمُونِ بِثلثينَ شَهْراً و اين كلمه مُشْعِر است بر آنكه آن حضرت از سوء معاشرت مامون در كمال اذيّت و صدمه بود كه مرگ خود را فَرَج و گشايش خود تعبير نموده چنانكه پدر بزرگوارش حضرت امام رضاعليه السلام در زمان ولايتعهد خود نيز چنين بوده و در هر جمعه كه از مسجد جامع مراجعت مى فرمود به همان حالى كه عرق دار و غبارآلوده بود دستها را به درگاه الهى بلند مى كرد و مى گفت اِلهى اگر فَرَج و گشايش امر من در مرگ من است پس همين ساعت در مرگ من تعجيل فرما و پيوسته در غم و غصّه بود تا از دنيا رحلت فرمود و حضرت امام محمّد تقى عليه السلام در وقتى كه وفات كرد از سنّ شريفش بيست و پنج سال و چند ماهى گذشته بود قبر شريفش در بقعه مباركه كاظميّه در پشت سر جدّ بزرگوارش حضرت امام موسى عليه السلام واقع است .
همچنین دعاهای دیگری در این روز شریف توصیه شده است که شرح کامل آن را میتوانید با مراجعه به مفاتیح الجنان ببینید.
در این روز بزرگ و پر برکت از خداوند میخواهیم که در فرج امام زمان (عج) تعجیل بفرماید ، آمین یا رب العالمین
براساس حدیث متواتر ثقلین، قرآن کریم ثقل اکبر و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) ثقل اصغر هستند: «انی تارک فیکم الثقلین کتاب ا... و عترتی ...» حدیث ثقلین در بر دارنده این معناست که قرآن به معصوم دعوت می کند و معصوم به قرآن؛ این حدیث غیر از اینکه نشان می دهد قرآن و اهل بیت(ع) هرگز از هم جدا نمی شوند بصراحت تأکید می کند که معیت قرآن کریم به عنوان ثقل اکبر و اهل بیت(ع) به عنوان ثقل اصغر، یک معیت ذاتی است نه معیت عرضی و تمسک به هرکدام از این دو حقیقت بدون دیگری، ره به جایی نمی برد و هر یک از این دو ثقل، دیگری را تفسیر می کند. امام حقیقت جمعی کلام خدا و قرآن حقیقت مکتوب امام است و بدین سبب است که این دو ثقل هرگز ازهم جدا نمی شوند.
میراث تفسیری امام رضا(ع) براساس حقیقت حدیث ثقلین، امام رضا(ع) نیز حقیقت باطنی قرآن است و خود را مخاطب همه آیات قرآن کریم می بیند و علوم، علو و سربلندی ...........
فرارسیدن اول ذیقعده، سالروز میلاد کریمه اهل بیت
حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام)
را به تمامی منتظران عزیز تبریک و تهنیت میگویم.
یکی از بارزترین مواضع اسلام، جانبداری اصولی از علم آموزی و گسترش دانش در بین انسانهاست. در این میان، تفاوتی میان مردان یا زنان وجود ندارد و با یک نگاه کلی به معارف اسلامی، به خوبی میتوان دریافت که جانب داریها و دفاعیات اسلام از تحصیلات و آموزش زنان نسبت به سایر ادیان جهان بینظیر است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در همین رابطه میفرمایند: "کسب علم و دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است."
زندگانی الگوهایی که اسلام ارائه میدهد، گواه صادقی بر این جانب داری است که نه تنها تحصیل علم و تعلم برای زنان مهم تلقی شده است، بلکه آنان میتوانند با رعایت شرایطی علوم فراگرفته خود را به دیگران نیز بیاموزند.
لذا علم آموزی، هم شامل همسران و دختران معصومان (علیهم السلام) میشد و هم شامل تمام کسانی که به نحوی میتوانستند از محضر ایشان بهره مند شوند؛ به گونهای که هر یک منشأ علم و کمال برای جامعه اسلامی میگردیدند.
به عنوان نمونه در زمان امام کاظم (علیه السلام)، جمعى از شیعیان براى دریافت پاسخ سوالهاى خود، وارد مدینه شدند تا به محضر امام کاظم (علیه السلام) برسند. آن حضرت در سفر بود. لذا آنها ناگزیر، پرسشهاى خود را نوشته و به خانواده امام (علیه السلام) تحویل دادند تا در سفر بعد، پاسخ آنها را دریافت کنند.
مدتى بعد در هنگام خداحافظى، حضرت معصومه (علیها السلام) ـ دختر امام ـ را دیدند که پاسخ پرسشهاى آنها را نوشته و آماده کرده است. آنها شادمان پاسخها را دریافت کردند و به سوى وطن خود رهسپار شدند. در میانه راه با امام کاظم (علیه السلام) برخورد نمودند و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند. امام (علیه السلام) نوشتهها را طلبید و آنها را مطالعه کرده و پس از این که پاسخهاى حضرت معصومه (علیها السلام) را درست یافت، سه بار فرمود: "پدرش به فدایش باد .."
آری؛ در مکتب اسلام، زنان چنان به شکوفایی و رشد حقیقی و انسانی رسیده و میرسند که نه تنها خود طریق کمال را طی مینمایند، بلکه میتوانند به پیشرفت بشریت و جامعه خود کمک کرده و محل رجوع علمی دیگران هم باشند.

پیامبر اعظم(ص) اسلام مجموعة تکاملیافتة فضائل همة انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ و درخشانترین کهکشان عالم وجود است که هزاران منظومه و خورشید درخشان فضیلت و کرامت را در خود جای داده است. علم توأم با اخلاق، حکومت همراه با حکمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتنی، روزآمدی توأم با ......
با عرض تبریک ولادت مولای متقیان علی (ع) به همه منتظران
ای کاش علی شویم و عالی باشیم ***** هم سفره کاسه سفالی باشیم
چون سکه به دست کودکی برق زنیم ***** نان آور سفره های خالی باشیم
سپاه آماده حرکت به سمت «نهروان» بود و مرداني که بر اسبها سوار بودند لحظه شماري مي کردند تا فرمان حرکت صادر شود. علي بن ابي طالب(ع) نکات مهمي را که نبايد از آن غفلت شود با فرماندهان سپاه در ميان گذاشت و تصميم داشت فرمان حرکت را صادر کند که ناگهان يکي از سران سپاه در حالي که مردي را در کنار خود داشت، پيش آمد و گفت: مولاي من! اين مرد رمال است و از اوضاع و احوال ستارگان آگاه، حال به اينجا آمده تا موضوع بسيار مهمي را به عرض برساند. علي بن ابي طالب(ع) و سپاهياني که آماده حرکت بودند و نمي خواستند زمان را بيهوده از دست بدهند، نگاهشان را متوجه مرد رمال کردند که ظاهري متفاوت داشت و از اينکه توانسته بود در چنين هنگامي خود را به نزديک علي بن ابي طالب(ع) برساند، از خوشحالي سراز پا نمي شناخت. مرد رمال با موهاي بلند و ژوليده و گردن آويز بزرگ و عجيبي که در يک نگاه کنجکاوي هر بيننده اي را جلب مي کرد، هيکل چاق و فربه خود را پيش کشيد و در حالي که سعي مي کرد لحن صميمانه و دلسوزانه اي به سخن خود ببخشد، با صداي رسايي که براي همه قابل شنيدن باشد، گفت: يا ابا الحسن! درنگ کن! اينک زمان حرکت نيست. از اسبها فرود آييد و يقين بدانيد که هنوز زمان تاختن فرا نرسيده است.فرماندهان سپاه از حضور مرد رمال و ادعاي او شگفت زده شده بودند.سپاهيان در سکوت بهت آوري با ناباوري به مرد رمال چشم دوخته بودند و مرد رمال که از به وجود آوردن چنين فضايي غرق در لذت بود، با لحن حق به جانب و التماس آلودي، سکوت را شکست و گفت: «باور کنيد حالا زمان مناسبي براي حرکت نيست، حداقل کمي صبر کنيد، زمان با شما موافق نيست و بايد چند ساعت تأمل کنيد تا اوضاع بر وفق مراد شما شود و زمان حرکت فرا برسد.»علي بن ابي طالب (ع) که جايز نمي دانست مرد رمال بيش از اين در پرده سخن بگويد به او گفت: «چه مي گويي؟ و آيا دليل محکمي بر ادعاي خود داري؟»مرد رمال که انتظار شنيدن چنين پرسشي را داشت، در حالي که خود را هراسان و مضطرب نشان مي داد، با لحن جانبدارانه اي گفت: «اي امير المؤمنين! اجرام و کواکب دلالت دارد که اکنون زمان مناسبي براي حرکت نيست و هر کس که در اين زمان حرکت کند، شکست او حتمي است و خود و سپاهش بشدت صدمه خواهند ديد، اما اگر ساعاتي بعد آهنگ عزيمت کنيد، بدون شک فتح و ظفر با شماست.»علي بن ابي طالب(ع) لبخندي زد و پرسيد: «آيا قادر هستي که بگويي اين اسب من که آبستن است کره اش نر است يا ماده؟»مرد رمال که توقع شنيدن چنين پرسشي را نداشت، لحظه اي سکوت کرد و گفت: آري! اگر بنشينم و محاسبه کنم، مي گويم که چيست.علي بن ابي طالب(ع) با لحن عتاب آلودي گفت: دروغ مي گويي. قرآن کريم مي گويد جز پروردگار يکتا کس ديگري از آنچه نهان است اطلاع ندارد، تنها خداست که مي داند و چنين ادعاهايي را که تو مي کني حتي پيامبر خدا، هرگز چنين ادعاهايي را نداشت. اگر آنچنان که تو ادعا مي کني که برتمامي وقايع هستي علم و اشراف داري و زمان خير و شر را به درستي درک مي کني، واي اگر کسي به تو يقين آورد، زيرا ديگر خود را از آفريدگار بي همتا بي نياز خواهد يافت.مرد رمال که حيله اش را نقش بر آب مي ديد با شرمساري سر به زير انداخت.علي بن ابي طالب(ع) رو به سپاهيان کرد و فرياد برآورد: «اي ياران! هرگز مبادا در پي چنين کساني برويد که چنين کارهايي در رديف سحر و جادوست و ساحران در رديف کافرانند و کافران فرجامي جز آتش سوزان دوزخ ندارند.» سپس رو به آسمان کرد و با نيايش به درگاه خداوند نصرت و پيروزي سپاه خود را طلبيد و بي اعتنا به مرد رمال فرمان حرکت را صادر کرد.چندي نگذشت که سپاه به نهروان رسيد و سپاه خوارج را به سختي شکست داد و برآنان غلبه کرد.
منبع: وسايل الشيعه/ شيخ حر عاملي- ج 2 - ص 181
گرچه همه زمان ها مخلوق خداست ليكن برخى از آنها از شرافت و ويژگى خاصى برخوردار است. درست است كه همه ماه هاى سال، پرتوى از قدرت جهان آفرين است; امّا سه ماه رجب، شعبان و رمضان، داراى امتياز و برجستگى ويژه اى هستند. در عصر جاهليت، مردم ماه رجب را گرامى مى داشتند.
پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: رجب، «شهرالله الأصمّ» است; و بدان سبب آن را «اصمّ» ناميدند كه .......
بي شک حضرت زهرا(س) داراي شخصيت والاي علمي بودند و اين از خطابه حکيمانه ايشان در مسجد مدينه و ساير احاديثي که از ايشان به دست ما رسيده به خوبي روشن است و همانطور که مي دانيم يکي از القاب ايشان «محدثه» است يعني کسي که فرشتگان با او سخن مي گويند، ضمن اينکه ايشان مطالبي در اخلاق، .............
در تاريخ هم خوانده ايم که حضرت مجتبي(ع) در پنج سالگي هر روز به مسجد مي رفت و کلمات و مواعظي که پيغمبر اکرم(ص) در مسجد بيان مي فرمود، به ذهن سپرده، و سپس به خانه مي آمد و براي مادر بزرگوار خود حرف به حرف تعريف مي کرد و وقتي اميرالمؤمنين(ع) به خانه تشريف مي آورد، حضرت زهرا...........
پیش از اسلام, نخستین روز بهار را عید و جشن ملى به شمار مىآوردند و از آن به ((عید باستانى)) یاد مى کردند.
به عقیده بعضى نخستین کسى که از ((نوروز)) تجلیل کرد, و آن روز را عید ملى شمرد, جمشید بود.(۱) جمشید بر سراسر جهان تسلط یافت, و سرزمین ایران را آباد کرد, و اسباب کارها و امور, در نوروز براى او تکمیل و موزون گردید, از این رو این روز, آغاز سال عجم گردید.(۲)
جمشید پسر تهمورث, از شاهان افسانه اى پیش از تاریخ ایران (قبل از مادها) است. روزى که او بر تخت سلطنت نشست, اولین روز بهار بود; آن را ((نوروز)) خواند و جشن گرفت. جمشید مدتى .....
یارى حضرت قائم(علیهالسلام) با امر به معروف و نهى از منكر
امر به معروف و نهى از منكر است، یکی از راههای یاری رسانی به حضرت ولی عصر(عج) است و این نوع؛ نصرت و یارى كاملى نسبت به وجود مبارك ایشان است، بواسطه آن كه هرگاه امر به معروف و نهى از منكر با شرایط مقررّه آن واقع شود؛ آثار زیادى چه از نظر ظاهرى و چه از نظر باطنى از آن ظاهر مىشود .
اما آثار ظاهرى این است كه: با امر به معروف و نهى از منكر، كسى كه اهل معصیت و گناه است یا بطور كلى آن گناه را ترك مىكند و یا كمتر انجام مىدهد، یا موجب كمى جرأت او مىشود؛ خصوصاً براى گناه در آشكارا، و همچنین بوسیله امر به معروف كسانى كه تارك واجبات و معروفات بودهاند؛ آنها را بجا مىآورند.
و فایده دیگر آن كه: دیگران دفع مىشوند، یعنى دیگر جرأت بر اقدام به گناهان و ترك واجبات را پیدا نمىكنند .
و این دو جهت موجب ثبات احكام و اقامه فرائض و اعلام دین مىشود، و وسیله نشر و ظهور آنها مابین بندگان مىگردد، زیرا هرگاه بنا شد عدّهاى آنها را انجام داده و بر آنها مواظبت داشته باشند؛ عده دیگر هم قهراً تأسّى و تبعیّت مىكنند، و عدهاى هم متذكر مىشوند .
آثار باطنی امر به معروف و نهی از منکر
و اما آثار باطنى: آن كه موجب نزول بركات و فیوضات الهى مىشود، و سبب دفع و رفع بلیّات و نقمات مىگردد .
و در این آثار ظاهرى و باطنى كیفیّاتى از نصرت حاصل مىشود كه ذیلا بیان مىكنیم:
آثار ظاهرى این امر این است كه اقامه واجبات و استحكام آن و امثال آنها امورى است كه راجع به وجود مبارك امام(علیهالسلام) است، پس هر كس موفق در جهتى از آن جهات گردد؛ البته ایشان را نصرت و یارى نموده است .
و آثار باطنى این امر این است که، چون بركات و فیوضات الهى به یمن وجود مبارك امام(علیهالسلام) مىباشد، پس هر كس وسیله شد در رفع موانع آن و سبب ظهور آنها شد؛ امام را در ظهور آثار وجود مبارك ایشان نصرت و یارى كرده است، و این یارى در جهت عزّ و شرف ایشان مىباشد، و نیز نصرت ایشان است نسبت به وابستگان و شیعیان كه منتفع به آن بركات مىشوند.
و اما در دفع نقمات و بلیاّت؛ پس آن حضرت را در دفع ضرر دنیوى از دوستان ایشان یارى كرده است؛ و نیز در دفع ضرر اُخروى كه به جهت ترك معاصى و انجام واجبات از عذاب آخرت نجات مىیابند و مبتلا به آنها نمىشوند .
با عرض تبریک آغاز امامت مولی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به همه منتظران عزیز
روایاتى در موضوع تعجیل ظهور امام زمان(عج) وارد شده است که نشانگر اینست که دعا اثر كاملی در امر فرج دارد. و آنچه از روایات دلالت بر این امر دارد؛ پنج قسم است:
در بعضى روایات تصریح شده است كه دعاى مؤمنین و طلب فرج آن حضرت(علیهالسلام) موجب تعجیل در فرج مىشود، و ترك آن موجب تأخیر در فرج مىشود .
از آن جمله روایتى كه در «نجم الثاقب» از شیخ جلیل عیّاشى از فضل بن ابى قره نقل شده، كه گفت: از
آنچه نخست لازم به تذكر است آن است كه ماهیت دین اسلام با سرشت انقلاب به گونهای در هم آمیخته كه تصور وجود اسلام را جدا از وصف انقلابی آن ناممكن میسازد. انقلاب و شورش علیه ظلم و استبداد برای نخستین بار در دینِ اسلام، با ظهور رسالت رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ آغاز شد. انقلاب و شورش علیه حكومت یزید به رهبری امام حسین ـ علیه السّلام ـ و سپس قیام علیه حكام .....
«صحيفه سجاديه» به «انجيل اهل بيت» و «زبور آل محمد» و «اخت القرآن» معروف است و آيتالله مرعشي نجفي آن را دومين كتاب بزرگ شيعيان ميداند. صحيفه سجاديه در قالب دعا و نيايش، مفاهيم عميق و حقايق بسياري از علوم و معارف اسلامي و عرفاني، قوانين و حدود شرعي و حتي مسايل سياسي، اجتماعي، تربيتي و اخلاقي را در خود جاي داده است.
«صحيفه سجاديه» عليرغم اينكه مجموعهاي از ادعيه را شامل ميشود، اما بسياري از آموزههاي ديني و احكام شرعي را نيز شامل ميشود. آيندهنگري و بينش ژرف امام سجاد (ع) به اندازهاي است كه حتي ايشان در 5 فراز از ادعيه خويش، به «موعود گرايي» و «انتظار» نيز پرداخته است و حتي صراحتاً از عبارتي همچون «وعجّل الفرج» استفاده ميكند.
بر همين اساس، آموزههاي امام سجاد (ع) ماه مبارك رمضان و شبهاي قدر را نيز شامل ميشود. ايشان در فرازهايي از دعاي چهلوپنجم صحيفه سجاديه ميفرمايند (ترجمه از علي شيرواني):
* ثم فضّل لليةً واحدةً من ليلايه (ليالي شهر رمضان) علي ليالي الف شهر، و سمّاها ليلهالقدر، تنزّل الملائكة والروح فيها باذن ربهم من كل امر سلامٌ، دائم البركة الي طلوع الفجر علي من يشآء دائم البركة الي طلوع الفجر علي من يشآء من عباده بما احكم من قضائه.
ـ آنگاه يكي از شبهاي آن (شبهاي ماه رمضان) را بر شبهاي هزار ماه برتري بخشيد، و آن را شب قدر نام نهاد، كه فرشتگاه و روح در آن شب به فرمان پروردگارشان براي هر امري فرود ميآيند، شبي كه در آن به خاطر حكمي كه لازمالاجرا نموده، تا سپيده دم بر بندگانش سلامت و بركت ستدام جاري است.
* الله وأنت جعلت من صفايا تلك الوظايف، وخصائص تلك الفروض شهر رمضان الذي اختصصته من سائر الشهور، وتخيّرته من جميع الازمنة الدّهور، واثرته علي كل اوقات السّنه بمآ انزلت فيه من القرآن والنور، وضاعفت فيه من الايمان، وفرضت فيه من الصيام، ورغّبت فيه من القيام، واجللت فيه (في شهر رمضان) من للية القدر التي هي خير من الف شهر.
ـ بارخدايا، تو ماه رمضان را در زمره خالصترين آن وظايف، و برگزيدهترين آن واجبات قرار دادي، ماهي كه به ديگر ماهها امتياز دادي، و از ميان همه زمانها و دورهها آن را انتخاب فرمودي، و آن را بر همه اوقات سال برگزيدي، از آن روي كه قرآن و نور را در آن فرو فرستادي، و ايمان را در آن چند برابر نمودي، روزهداري را در آن واجب ساختي، و بندگان را در آن به قيام براي عبادت تشويق كردي، و شب قدرت خود را كه از هزار ماه برتر است در آن (در ماه رمضان) تجليل كردي.
* السلام عليك (علي شهر رمضان) و علي ليلة القدر التي هي خير من الف شهر.
ـ سلام بر تو (بر ماه رمضان) و بر شب قدر كه از هزار ماه برتر است. /
مهدی گویان
شخصيت فاطمه(س) از ديدگاه پيامبر
مكه مركز اولين جرقه هاى انقلاب جهانى حضرت مهدى
قرآن و آیات مهدوی
رابطه سوره قدر با امام زمان عج
اندوه مولا در هجران یار
درایت علوی
درباره جمکران
این ها برای ما آقا نمی شود
نوروز رسید و همچنان در انتظار ...




